همه‌ی نوشته‌های admin

دکتر آذر اندامی

پس از آن که سال نهم آموزش همگانی را در دبیرستان فروغ رشت به پایان رساند، به دلیل علاقه ای که به تدریس داشت، به دانشسرای مقدماتی رشت رفت و در سال ۱۳۲۴ از آن جا فارغ التحصیل شد. آذر اندامی یک سال بطور رایگان در دبستان های رشت تدریس کرد و سال بعد وقتی به سن قانونی رسید، به استخدام آموزش و پرورش درآمد.استعداد و پشتکاری که در او وجود داشت باعث شد تا در کنار تدریس به تحصیل پرداخته و چهار سال بعد دیپلم اش را بگیرد و دو سال بعد در رشته پزشکی روی صندلی دانشگاه تهران بنشیند.

آذر پس از این موفقیت برای گذران زندگی در یکی از مدارس جنوب شهر تهران معلمی می کرد. سال ۱۳۳۷ وقتی رشته پزشکی را به پایان رساند، تخصص زنان را برای ادامه تحصیل انتخاب کرد و در همان سال بود که وارد سازمان حمایت از مادران شد. آذر اندامی وقتی تخصصش را در رشته زنان گرفت، به استخدام وزارت بهداشت درآمده و در انستیتو پاستور شروع به کار کرد. در همین زمان بود که او در زمینه باکتری شناسی عفونت های بیمارستانی دست به پژوهش زد و نتیجه آن در مجلات معتبر پزشکی منتشر شد.

پس از آن بود که وبا در ایران قربانیان زیادی گرفت. در آن زمان که عده زیادی با مرگ دست و پنجه نرم می کردند، دکتر آذر اندامی با واکسن های مرغوب نه تنها به کمک هموطنانش شتافت، بلکه علاوه بر تأمین نیاز کشور آن را به کشورهای همسایه نیز روانه کرد. به پاس این خدمت بزرگ بود که دکتر اندامی به معاونت بخش میکرب شناسی و پس از آن به ریاست بخش وبا و دیفتری منصوب شد و به پاس تلاش های علمی اش نشان علمی به او اعطا شد.

وقتی بورس انستیتو به او تعلق گرفت، دکتر اندامی راهی پاریس شد و در سال ۱۳۴۶ با در دست داشتن گواهینامه میکرب شناسی به وطن بازگشت. سال ۱۳۵۳ پس از گذراندن دوره تخصصی آزمایشگاه بالینی در دانشگاه تهران، دانش نامه تخصصی علوم بالینی را اخذ کرد و مقالات علمی او در نشریات معتبر خارجی به چاپ رسید.

سال ۵۷ او پس از سال ها تلاش بازنشسته شد و پس از آن بود که در یکی از بیمارستان های تهران به عنوان مسئول آزمایشگاه شروع به کار کرد و همزمان در جنوب شهر به مداوای زنان می پرداخت تا این که یک روز در حال معاینه یک بیمار تعادل خود را از دست داد و روی زمین افتاد. آزمایش ها و بیماری ها حکایت از وجود تومور مغزی در او بود. در حالی که در سال ۶۳ تلاش ها برای درمان او در خارج از کشور آغاز شده بود، او ۲۸ مرداد ماه بر اثر آمبولی شش ها درگذشت.

 

هشت سال پس از مرگ این بانوی اندیشمند و پژوهشگر بزرگ بود که انجمن بین المللی نجوم AIU که از سال ۱۹۱۹ پس از نقشه برداری ماهواره اکتشافی ماژادن از سیاره زهره به نامگذاری نقطه های موجود در این سیاره به نام زنان نامدار جهان پرداخته بود، حفره ای به قطر ۳۰ کیلومتر در طول جغرافیایی ۲۶‎/۵۵ و عرض جغرافیایی ۱۷‎/۴۵ را به پاس تلاش های علمی و خدماتش به نام او نامیدند.

زکریا رازی

زکریا رازی

نام وی محمد و نام پدرش زکریا و کنیه‌اش ابوبکر است. مورخان شرقی در کتاب‌هایشان او را محمد بن زکریای رازی خوانده‌اند، اما اروپائیان و مورخان غربی از او به نام‌های رازس Rhazes=razes و الرازی Al-Razi در کتاب‌های خود یاد کرده‌اند. به گفته ابوریحان بیرونی وی در شعبان سال ۲۵۱ هجری (۸۶۵ میلادی) در ری زاده شد و دوران کودکی و نوجوانی و جوانی‌اش دراین شهر گذشت. چنین شهرت دارد که در جوانی عود می‌نواخته و گاهی شعر می‌سروده‌است. بعدها به زرگری و سپس به کیمیاگری روی آورد. وی در سنین بالا علم طب را آموخت. بیرونی معتقد است او در ابتدا به کیمیا اشتغال داشته و پس از آن‌که در این راه چشمش در اثر کار زیاد با مواد تند و تیزبو آسیب دید، برای درمان چشم به پزشکی روی آورد.[۳] در کتاب‌های مورخان اسلامی آمده‌است که رازی طب را در بیمارستان بغداد آموخته‌است، در آن زمان بغداد مرکز بزرگ علمی دوران و جانشین دانشگاه جندی شاپور بوده‌است و رازی برای آموختن علم به بغداد سفر کرد و مدتی نامعلوم در آن‌جا اقامت گزید و به تحصیل علم پرداخت و سپس ریاست بیمارستان «معتضدی» را برعهده گرفت. پس از مرگ معتضد خلیفه عباسی، به ری بازگشت و عهده‌دار ریاست بیمارستان ری شد و تا پایان عمر در این شهر به درمان بیماران مشغول بود. رازی در آخر عمرش نابینا شد، درباره علت نابینا شدن او روایت‌های مختلفی وجود دارد، بیرونی سبب کوری رازی را کار مداوم با مواد شیمیایی چون بخار جیوه می‌داند.

در مورد تاریخ تولد و مرگ رازی

مهم‌ترین سند تاریخی دربارهٔ تولد و مرگ رازی کتاب «فهرست کتب رازی» نوشتهٔ ابوریحان بیرونی است. در این کتاب تولد رازی در غرهٔ شعبان ۲۵۱ (قمری) ه.ق و درگذشت او در پنجم شعبان ۳۱۳ ه.ق. ثبت شده‌است. ضمنا «در این رساله ابوریحان علاوه بر آن که صریحاً تاریخ تولد و وفات رازی را متذکر شده، مدت عمر او را به سال قمری شصت و دو سال و پنج روز و به شمسی شصت سال و دو ماه و یک روز به‌طور دقیق آورده‌است.»[۵] اما در منابع مختلف تاریخ‌های متفاوتی در مورد تولد و مرگ رازی آمده‌است.

آثار رازی

مقاله اصلی: فهرست آثار محمد زکریای رازی

در مورد آثار رازی در لغت‌نامهٔ دهخدا آمده‌است: «ابن‌الندیم در کتاب «الفهرست» خود تعداد آثار رازی را یک‌صد و شصت و هفت و ابوریحان بیرونی در کتاب «فهرست کتب کتاب در ریاضیات و نجوم، ۷ کتاب در تفسیر و تلخیص و اختصار کتب فلسفی یا طبی دیگران، ۱۷ کتاب در علوم فلسفی و تخمینی، ۶ کتاب در در مافوق الطبیعه، ۱۴ کتاب در الهیات، ۲۲ کتاب در کیمیا، ۲ کتاب در کفریات، ۱۰ کتاب در فنون مختلف که جمعا بالغ بر یک‌صد و هشتاد و چهار مجلد می‌شود و ابن اصیبعه در عیون الانباء فی طبقات الاطباء دویست و سی و هشت کتاب از برای رازی برمی‌شمارد.[۲] محمود نجم‌آبادی استاد دانشگاه تهران کتابی به عنوان: مولفات و مصنفات ابوبکر محمدبن زکریای رازی نوشته است. که در سال ۱۳۳۹ به‌وسیله انتشارات دانشگاه تهران چاپ شده است در این کتاب فهرست‌های ارائه شده توسط ابن الندیم و ابوریحان بیرونی و قفطی و ابن اصیبعه با یک‌دیگر تطبیق داده شده‌است و در مجموع دویست و هفتاد و یک کتاب و رساله و مقاله فهرست شده‌است.

الحاویالکناش المنصوریالمرشدمن لایحضره الطبیبکتاب الجدری و الحصبهدفع مضار الاغذیهالابدال و سایر

شیمی و داروسازی

Colofón-Libro de Medicina de Razi.jpg

رازی تحصیل شیمی را پیش از پزشکی شروع کرده‌است و در آن آثاری چشم‌گیر از خود برجا گذاشته‌است. عمدهٔ تأثیر رازی در شیمی طبقه‌بندی او از مواد است. او نخستین کسی بود که اجسام را به سه گروه جمادی، نباتی و حیوانی تقسیم کرد. وی پایه‌گذار شیمی نوین است؛ با وجود آن‌که کیمیاگری را باور دارد. «هر چند که بعضی از کیمیاگران معاصر در ایران نوعی از تبدل ناقص فلزات را به طلا «تبدل رازی» می‌نامند. ولی چون رازی از دیدگاه مراحل بعدی علم در نظر گرفته شود، باید او را یکی از بنیان‌گذاران علم شیمی بدانیم.»[۱۳] در کتاب «سرّ الاسرار» او می‌خوانیم که مواد را به دو دسته فلز و شبه فلز (به گفته او جسد و روح) تقسیم می‌کند و اگر در این زمینه اشتباهاتی می‌کند، چندان گریزی از آن ندارد. برای نمونه جیوه را شبه‌فلز می‌خواند در صورتی که فلز بودن جیوه اکنون آشکار است.

درس طراحی مبدل

درس طراحی مبدل

جدید: از بخش مبدل های صفحه ای:

فایل Pdf انواع مبدل صفحه ای با شکل صفحات و این

 ( دانلود کلیپ مبدل حرارتی صفحه ای )

فصل اول: آشنایی با مبدل های حرارتی

 انواع مبدل ( بازیاب ):

لوله ای، صفحه ای، فین دار

1- مبدل لوله ای شامل: دو لوله ای، پوسته و لوله و لوله مارپیچی

دولوله ای:

قدم اول اپلاي كردن

قدم اول اپلاي كردن (يا دوم، چون اوليش تصميم قطعيه)

سلام دوستان.

تو اين پست راجع به قدم اول اپلاي كردن تجربيات خودم رو در اختيار شما ميگذارم. اميدوارم مفيد باشه.

من اين مرحله رو برا اون دسته از كسايي توضيح ميدم كه الان سال اول فوق ليسانسن يا تازه فوق قبول شدن و تصميم دارن كه برن. راجع به دوستان ديگه كه فارغ التحصيل شدن هم ميشه از تو اينا يه چيزايي در آورد.

اگه تصميم به رفتنه تا سال اول فوق رو ميگذرونيد بريد زبان بخونيد. من خودم خيلي اشتباه كردم زبان رو بطور جدي از سال اول فوق شروع نكردم. چون كسي هم نبود به من بگه چه كار كنم. اگه سال اول زبان شروع كنيد يك ساله هم اون ديكشنري كه بهتون گفتم رو ميخونيد هم به كتاباي ديگه ميرسيد. قبلنم گفته بودم، كلاس زبان لازم نيست كه بريد. خودتون كمر همت ببنديد. چون اگه واحدهاي خودتون رو دو ترمه تموم كنيد و فقط بمونه پروژه كه سال دوم كار كنيد عملاً ميتونيد تا مهر سال دوم اپلاي كنيد كه ايشا ا… شهريور بعدش يعني همون دم دماي فارغ شدن سال دوم بار سفر رو ببنديد. پس اگه از من ميشنويد خودتون رو سه ترمه نكنيد كه ضرر ميكنيد. شما گه خوب كار كرده باشيد تو پروژه فوق حتما مقاله هم در مياد اما لزومي نداره برا اپلاي كردن حتما چاپ شده باشه. فقط كافي مقاله رو submit كرده باشيد همين كافيه. اما خوب انتظار نداشته باشيد با كسي كه خودشو يك سال عقب ميندازه تا مقالاتشون چاپ شه يا پذيرشش بياد يكي باشيد. البته اگه واقعا به اينكه گفتم عمل كنيد اينها خودشون مي فهمن وضعيت رو و از دانشجوي fresh هم خوششون مياد تا اينكه يكي باشه  100 تا مقاله داشته باشه و سن بابا بزرگ منو داشته باشه. البته اينم بگم، نصف كسايي كه خودشون رو يك يا دو ترم عقب ميندازن برا همين گرفتن مدرك زبانه. چون خودشونم تكليف خودشون و تا آخرين لحظه نميدونن كه اصلا ميخوان برن يا نه. لذا تو پستهاي اول گفتم، امشب نخوابيد صبح بلند شيد بگيد من ميخوام برم. هر كسي تو زندگي هدف مشخصي داشته باشه پيروز ميشه. منم كه زبان رو دير شروع كردم چون از اول مي دونستم كه ميخوام برم سربازي بعد برم. البته من زبان رو دير شروع نكردم، يكسال به اين در اون در زدم و راه رو اشتباه رفتم و در حقيقت راه درست رو از سال دوم شروع كردم. اما اين هميشه دغدغه من بود كه چه كار كنم و كدوم كار رو اول انجام بدم وحتي زماني كه من انتقال حرارت پيشرفته رو تو ترم سوم برداشته بودم برا خودم تا زمان رفتنم هي مراحل رو استپ به استپ مينوشتم. مثلا مينوشتم:

1- گرفتن نمره 18-19 توي انتقال حرارت.

2- گرفتن نمره 20 تو پايان نامه.

3- امتحان تافل فلان وقت.

4- شروع كردن لغات GRE فلان وقت

همينطوري كه پيش ميرفتم رو اونايي كه انجام ميشد خط ميكشيدم. خيلي انتظار كشيدم تا همه انجام شه. اون انتظار هم خيلي دلش ميخواد آدم سرد شه اما بايد ثابت قدم بود.خلاصه اينكه به فكر زبان باشيد و نمرتون هر چه زودتر تو دستتون باشه كه راحت باشيد و الا اذيت ميشيد.

قدم دوم آوردن معدله خوبه.

يه چيزي رو يكي از دوستان سوال كرده بود در مورد دانشگاه و معدل و اينجور چيزا. ببينيد دوستان،‌ شما هم ميتونيد برا فوق اپلاي كنيد هم به طور مستقيم برا دكتري. اگه معدل ليسانستون خوبه و بچه درسخون بوديد برا دكترا مستقيم اپلاي كنيد. اين هم به اين صورته كه بعد از گذروندن درس ها تو اينجا شما اگه يك سري شرايط رو هم از نظر معدل و اينطور چيزا احراز كنيد ميريد دكتري و الا مدرك فوق بهتون داده ميشه. اين حالت خيلي سخته و كسايي كه اپلاتي ميكنن برا اين سيستم يا از خودشونن يا ديگه خيلي خوبن. البته ميتونيد خيلي خوب نباشيد و اپلاي كنيد اما تا فوق بيشتر نميريد. ولي بازم خوبه. اما پذيرشتون احتمالش كمتر ميشه. اما اگه برا فوق اپلاي كنيد هم فوق رو گرفتيد هم احتمال پذيرشتون بالاتر ميره. طبيعي هم هست چون برا فوق شما FULL FUND نميگيريد و اونا هم بدشون نمياد پول بگيرن از شما. پس به دنبال معدل توي فوق باشيد كه راحت پذيرش بگيريد.

مثلا معدلتون ديگه بالاي 17 باشه توي فوق خوبه والا بچه هايي كه اپلاي ميكنن معمولا 18 19 هستن. من خودم 18.5 بودم. نه اينكه اگه 16 باشه نميشه نه، اما خوب رقابته ديگه. مثلا تو سايتها كه نگاه كنيد اصلا شرط پذيرش اوليه شما كه اصلا پروندتون رو نگاه كنن اينه كه معدل فوق حداقل 3 از 4 باشه. پس سعي كنيد معدل بالايي داشته باشيد. برا آمريكايي ها يكي معدل مهمه يكي نمره GRE  اما تو كانادا چون GRE در كار نيست رو معدل خيلي كليدن و تافل. البته هر كس case خودشو داره مثلا يكي از دوستام ليسانس رازي كرمانشاه بود معدل 14 و فوق تهران بود معدل 17.5 و كلگري پذيرش گرفت اما آمريكا نه. اما تو حالت نرمال معدل شرط اصليه. حتي مهم تر از مقاله و نمره زبان. و من برا برخي از اين استادهاي ايران متاسفم كه سرنوشت دانشجوها اينطوري تو دستاشونه و انقدر بي خيال و بي فكر نمره هاي تخيلي به دانشجوها ميدن. اينها واقعا عقده اي هستن. مثلا من خودم ليسانس شاگرد اول بودم اما يكي از استادها كه اسمشو نميارم كلا نمره هاي بدي ميداد. من شيمي تجزيه و شيمي فيزيك با اون داشتم چون شخص ديگه اي هم ارائه نميداد و بهم تو يكي 10 داد تو ديگري 12!!!!! ميدونيد چه پدري از آدم درمياد اين نمرات رو تو معدل كل جبران كنه؟ حالا جالبه بالاترين نمره اين استاد (مثلا استاد) 14 بوده!!! لذا پا رو دم اين استادها نگذارد (چون گاز ميگيرن به جاي چيز به بچه ها ياد دادن) البته ببشيد كه اينطوري ميگما اما دلم خيلي خونه از دست اين تيپ آدمها كه البته زياد هم نيستن.به هر حال هر گلي (با ضمه) زديد به سر خودتون زديد.

قدم بعد مقاله ISI هستش. معمولا كار بچه هاي فوق به يه مقاله ختم ميشه. ميشه بيشتر كار كرد بيشتر هم داد اما برا اپلاي يكي هم كافيه. بايد موازنه اي كنيد بين معدل، زبان و مقاله. اگه معدل خوبي داريد بهتره رو زبان مانور بديد و يك مقاله هم كافيه. اين بهتره تا اينكه 10 تا مقاله بديد نمره زبان خوبي نداشته باشيد و معدلتون هم پايين باشه. اما بازم ميگم اگه همه رو با هم داشته باشيد عاليه. اما از نظر اهميت برا آمريكا به اين ترتبيه:

1- معدل

2- GRE

3- recommendation

4- SoP

-5 و بعد، كار تحقيقاتي و موفقيت هاي تحصيلي.

و تو كانادا:

-1 معدل

-2 مقاله

-3recommendation

-4 زبان

-5 موفقيتهاي تحصيلي

البته قسم نخورده كه اينطوري باشه من طبق تجربيات خودم براي كانادا رو گفتم با توجه به كساني كه اومدن ميگم. اما آمريكا به همون صورته كه گفتم. تو سايت دانشگاهها اكثرا اين رو نوشته. تو پستهاي بعدي راجع به هر گزينه مفصل توضيح خواهم داد.

نتيجتاً، تا وقتي محصليد خوب درس بخونيد كه فارغ شديد تا آخر عمر معدل باهاتونه. در همين زمان زبان رو هم از دست نديد و حتما برنامه مشخصي براش داشته باشيد كه 1 يا 1.5 ساله نمرات كامل تو دستتون باشه. و نهايتا سعي كنيد بعد انجام پروژه حداقل يك مقاله بديد (براي رشته هاي فني). اين برنامه بلند مدت براي اپلاي كردن. گرفتن reco و نوشتن SoP و طريقه اپلاي كردن هم دير نميشه هر كدوم به موقع خودش توضيح داده ميشه.

اين هم كه فوق بريد يا دكترا جوابش معلومه. در صورتي ميتونيد فوق بريد كه تو ليسانس به فكر زبان بوده باشيد و زماني كه ليساني تموم ميشه نمره ها آماده باشه كه يكسال عقب نيفتيد. و در ضمن تو ليسانس معدل بالاي 16 داشته باشيد (حداقل التبه) اگه ميخوايد جاي خوب بريد. و در ضمن، تو فوق همه هزينه هاي شما ساپورت نميشه. مثلا اگه شانس بياريد 15000 تا بهتون ميدن ساليانه كه از اون حدود 10000 تا براي tuition ميره (به طور متوسط عرض ميكنم) و حدود 13000 تا هم به طور متوسط برا زندگي ميخوايد. پس با 30 ميليون تومان اينور ميشه فوق گرفت و خوب زندگيه دانشجويي هم هست ديگه. اگرم اينور فوق بگيريد خيلي راحت تر برا دكتري ميتونيد اپلاي كنيد و اين خيلي خوبه. من خودم اون موقع كه ليسانس گرفتم اصلا تو فاز رفتن نبودم و راهنمايي هم نداشتم. شما اگه الان ليسانس رو تموم نكرديد يا تازه فارغ شديد دير نشده به فكر باشيد. فوق اينور خيلي ارزشش بيشتره. البته نه از دانشگاه در پيت اينور. مثلا تهران و شريف تو دنيا الان رتبه 160 رو دارن (topuniversities.com) و اينكه بيايد اينجا از دانشگاهي كه اصلا معلوم نيست كجاست خيلي بهتره. اما به طور كلي اگه تا دانشگاه 400 آمريكا كانادا برا فوق پذيرش بگيريد بهتر از تهران و شريفه. حداقل اينجا دستتون بازه و فوق رو تو يه كشور انگليسي زبان گرفتيد. و در ضمن رنك دانشگاه با reputation  و كلاس اون فرق داره حواستون باشه. 400 آمريكا يا كانادا ممكنه reputation بالايي داشته باشه مثلا كلگري كه البته حدود 300 هستش. اگه از من ميشنويد و پولشو ميتونيد فراهم كنيد در اپلاي كردن براي فوق تعلل نكنيد و بعد هم ايشا… دكتري تضمينه. اما اگه فوق اينجا تو دانشگاه هاي خوب بگيريد و معدلتون هم خوب باشه برا دكتري بهتون full fund ميدن. مثلا 25000 تا بهتون ميدن و هزينه tution رو هم ازتون نميگيرن يا مثلا 2000 يا 3000 تاش رو ميگيرن و با اين حساب يه پس اندازي هم داريد مثلا ماهي 400-500 تا اگه ولخرجي نكنيد. اگه ديگه برا فوق دير شده حتما به فكر دكتري باشيد. من بالشخصه دوست دارم همه اپلاي كنن و بيان اينور درس بخونن.

 

مرسي از وقتي كه براي خوندن اين پست گذاشتيد

usdoctoral.blogfa.com

در مورد apply

apply 1

خوب دوستان، سلام.بالاخره برا نوشتن اولين پست، apply رو انتخاب كردم. اين پست رو به تحصيلات ليسانس اختصاص ميدم.

تحصيلات ليسانس در دانشگاههاي آمريكا و كانادا بسيار اهميت داره. اينكه يه دانشگاه خوب درس خونديد يا نه مثل من شهرستان بوديد. اما نهايتا صحبتم دانشگاهاي دولتيه يا آزاد (فقط شمال و جنوب و مركز). اگه يكي تو دانشگاهاي تهران يا شريف درس خونده باشه كه خيلي خوبه. اونم به اين دليل كه رتبه تهران تو دنيا حدود 140 و شريف 145. تهران چه از نظر رتبه فني مهندسي چه از نظر كلي از شريف يه ذره بالاتره. اما خيال نكنيد وقتي ميخوان بهتون پذيرش بدن ميگن شما 140 بوديد و ديگري هم 141 پس 140 قبول و اون يكي reject. اختلاف رنك تا 50 تا تو دنيا هيچي حساب نميشه. خودمون و نبينيم كه تا يكي شريف درس خونده يا علم و صنعت يا صنعتي اصفهان ميگيم اي بابا عجب مخيه اين يارو. چه بسا يك دانشجوي شهرستاني كه خوب درس بخونه از شريفي كه درس نميخونه بهتره. به هر حال دانشگاه خوب يك امتيازه حالا چه درس خون چه تنبل. اما تو آمريكا حتي دانشگاه رتبه 100 هيچ وقت خودشو پايينتر از MIT نميدونه. همه خودشون و قبول دارن و به اين چيزا اهميت نميدن. اين ماييم كه هي دنبال رتبه و كلاس و … هستيم.

توي ليسانس بچه ها كمتر كار تحقيقاتي ميكنن و بيشتر درس ميخونن. برا همين دانشگاه هاي آمريكا و كانادا هم اينا رو ميفهمن و از يك ليسانسه معدل خوب ميخوان نه كار تحقيقاتي. بيشتر دانشگاهاي آمريكا و كانادا معدل بالاي 15 ميخوان. يعني B. اگر معدل A داشته باشين كه خيلي خوبه. البته اونايي كه زير 15 هستن نااميد نباشن و به فكر معدل توي فوق ليسانس باشن. كمك مالي يا GRANT ي كه به شما داده ميشه تا حدودي بستگي به معدل ليسانس داره. يك معيار محسوب ميشه. نميدونم جزو انمجن دانشجويي و انجمن اس… و ب… و اينا بودن هيچكدوم امتياز نداره. تازه شانس بيارين به خاطر اينا بيرونتون نندازن (شوخي كردم نترسين). در ضمن اينكه معدل بالايي داشته باشين بايد حواستون باشه كه ريز نمرات دروس اختصاصي هم بايد بالا باشه. ممكنه يكي معدلش خوب نباشه اما دروس اختصاصيش همه بالاي 17 باشه. اين خيلي خوبه (عاليه) اما اگر به طور كلي معدلتون هم بالا باشه نميگن چرا ريز نمرات اختصاصيت پايينه. گرچه چندان دلچسب نيست. خلاصه تا ميتونيد معدل بياريد كه بورسيه شما رو تنظيم ميكنه.

ليسانس كه بودم يادم مياد وقتي جواب يه سوال و نميدونستم ديگه روش فكر نميكردم و سريع برگم رو تحويل ميدادم. ميگفتم ول كن بابا حالا 19 بشه 17 چي ميشه؟! الان حسرت ميخورم. چرا كه همين برگه هاي امتحاني با سوالات مسخره خودش و طرز نمره دادن بد برخي استادا (كه خودشون هم نميتونن سوالي كه دادن رو حل كنن) سرنوشت شما رو تعيين ميكنه. تا ميتونيد نمره بياريد. از انقلاب، اخلاق، آزمايشگاه ها و خلاصه هر چي دستتون ميرسه.

شاگرد اولي يك مزيت بسيار بزرگه برا يك ليسانسه. 80 درصد دانشگاه ها ازتون كارنامه اي ميخوان كه رتبه شما تو كلاس مشخص باشه. سه نفر اول يه چيز ديگن. اگرم شاگرد اول باشي كه نور الا نوره. حتي اگه معدلتم يه خورده كم باشه مهم نيست چون در بين تمام وروديهات از همه بهتر بودي. اصلا شرايط برخي بورسهاي خاص براي دانشگاه هايي مثل Sydney يا Monash تو استراليا اينه كه شاگرد اول باشي. من خودم به اين دو تا دانشگاه هم فرستادم كه با بورسم موافقت شده بود و بنا به دلايلي نرفتم. بعدا يه لينكي براتون ميفرستم كه بفهميد اينا كي بورس ميدن و سريع اقدام كنيد (گرچه تنها راه بورس گرفتن نيست). به هر حال معدل بالا و شاگرد اول همه جا خريدار داره. حتي تو ايران خودمون. برا فوق ليسانسم شاگرد اولا سهميه دارن تو ايران. هر چي بگم كم گفتم. برا همينه ميگم از سال دوم تصميم بگيريد كه برا شاگرد اول شدن دير نباشه. كلا 4 ترم خوب درس بخونيد (يعني بتركونيد) شاگرد اوليد ان شا ا… . خلاصه ميكنم،‌ از ليسانس اين چند چيز بهتره باشه:

1- معدل بالاي 15

2- شاگرد اولي

3- داشتن يه استاد (استاد پروژه خيلي ترجيحا) كه بعدا شما رو recommend كنه به دانشگاهي كه ميخوايد بريد.

البته موضوع recommendation رو تو يه پست جدا كامل توضيح ميدم اگه عمري باشه.

موضوعات بعدي در مورد apply رو به زودي مينويسم.

http://usdoctoral.blogfa.com

نوبل كيست؟

نوبل كيست؟

 

آلفردبرناردنوبل در بيست ويكم اكتبر سال 1833 در شهراستكهلم سوئدچشم به جهان گشود .

در 8 سالگي به همراه خانواده اش عازم روسيه شد . نشانه هاي علاقه به علوم و به ويژه شيمي درهمان نخستين سالهاي كودكي در وي پديدار شد.

آموخته هايش را به شكل خودآموز فراگرفت و هيچ گاه تحصيلات دانشگاهي را از سرنگذراند . در سال 1863 به سوئد بازگشت و دركارگاه پدر در هلنبورگ به عنوان شيميدان مشغول به كار شد . او در توليد صنعت مواد منفجره نيتروگليسيرين موفقيت بسياري بدست آورد .

در1864 انفجاري منجر به ويراني كارخانه و مرگ چند نفر از جمله برادر جوانترش شد ، پس از آن كه كارخانه هايي در آلمان و نروژ ساخته شدند نوبل در1867 اختراع نوعي از نيترو گليسيرين به نام ديناميت را به ثبت رسانيد . در ديناميت او نيتروگليسيرين جذب خاك دياتومه جامد بي اثري شده بود از اين رو كاركردن با آن ايمن تر بود . اين اختراع به سرعت كار ساخت و ساز ها را در بسياري از كشورها بهبودبخشيد.

نوبل در سال 1875 ژلاتين منفجرشونده قويتري را ارائه داد كه در آن نيتروگليسيرين با نيتروسلولز ژلاتيني شده بود . اختراع وي طرحهاي بزرگ راه سازي مانند كانال كورينث و تونل گوتارد را امكان پذيرساخت . درسال1887 بالبيست ماده منفجره بي‌دود را براي امورنظامي معرفي كرد ، آلفرد نوبل مردي تنها غالباً بيمار فروتن كمرو و دوستدار انسان ها بود . او در دهم دسامبر سال 1896 پيش از تحقق ايده هايش درمنزل شخصي اش واقع در سن رمو ايتاليا چشم از جهان فرو بست .

قسمتي از وصيتنامه نوبل

تمام دارايي ام طبق آنچه درپي مي آيد تقسيم شود . اين سرمايه به شكل اوراق بهادار معتبر توسط كارگزارانم از طريق تأسيس يك صندوق به عنوان جايزه سالانه به كساني اعطا شود كه طي سال گذشته خدمت بزرگي به جامعه انساني انجام داده باشد.

جايزه مزبور به پنج قسمت مساوي تقسيم شود و هر يك از آنها به يكي از موارد زير اختصاص داده شود: 1سهم براي كسي كه مهمترين اختراع يا اكتشاف در زمينه علوم فيزيك انجام داده است . يك پنجم براي كسي كه مهمترين يا مفيدترين اكتشاف رادرزمينه علم شيمي انجام داده ، يك سهم براي كسي كه مهمترين كشف دررشته فيزيولوژي يا پزشكي انجام داده باشد ، يك پنجم براي كسي كه برجسته ترين اثر ادبي را خلق كند ، ويك سهم باقيمانده به كسي تعلق گيرد كه بيشترين يا بهترين اقدام را براي ايجاد صلح و برادري و فروكاستن آتش دشمني بين ملت ها و برقراري دوستي انجام دهد.

مشخصات جوايز

جايزه نوبل شامل مدال افتخار-ديپلم شخصي و مبالغي وجه نقد است . طبق بند چهارم اساسنامه بنيادنوبل بيش از سه نفر نمي توانند درجايزه سهيم باشند . جايزه تنها به كساني كه درقيدحيات هستند تعلق مي گيرد ، مگرآنكه نامزدي شخص وفات يافته پيش از مرگش اعلام شده باشد ، مراسم در سالن كنسرت استهكلم برگزار مي شود و اعليحضرت پادشاه سوئد شخصاً ديپلم-مدال وسند تأييدكننده مبلغ جايزه را به دست برندگان مي دهد.

ديپلم افتخار فيزيك-شيمي توسط آكادمي سلطنتي علوم سوئدوديپلم فيزيولوژي يا پزشكي توسط انسيتوي كارولينا تهيه مي شود ، صحافي ديپلمها بر عهده صحافي hassler و falth است0جلدها از چرم بسيارمرغوب بز است0ديپلم فيزيك داراي جلد آبي رنگ و ديپلم شيمي و فيزيولوژي يا پزشكي داراي جلد قرمز است ، به علاوه خوشنويسان آرمي كه از تركيب حروف اول اسم شخص تشكيل مي شود را برروي هر يك از ديپلمهاي اختصاصي برندگان حكاكي مي كنند ، ديپلمها درون جعبه اي از جنس مقوا كه به منظورحفظ ديپلمها طراحي شده قرار مي گيرند ، ابعاد ديپلم نيز 23در35 سانتي متر است.

طبق اساسنامه بنياد نوبل كه با حضور پادشاه وقت سوئد در تاريخ 29 ژوئن1900 تنظيم شده است هيأت اهدا جوايز موظف به تقديم حواله مبلغ جايزه-ديپلم-مدال و تقديرنامه اختصاصي به برندگان مي باشد مدال نوبل فيزيك – شيمي -فيزيولوژي يا پزشكي وادبيات توسط مجسمه ساز و كليشه ساز مشهور سوئدي -اريك ليندبرگ-و مدال نوبل صلح توسط مجسمه ساز نروژي گوستاو ويگلند طراحي شده است ، در يك طرف مدال سوئدي تصويري از نوبل و طرف ديگر آن سالروز تولد و مرگ نوبل با حروف لاتين نگاشته شده است ، اين مدال تا سال 1980 به وزن 200 گرم قطر66ميلي متر واز طلاي18عيار تهيه مي شداز آن زمان تا كنون مدال از تركيبي از طلاي 18عيار و 24 عيار تهيه مي شود ، مبلغ جايزه در سال1900-150800كرون سوئيس بود كه در سال 1923 به كمترين حدخود يعني 115000 كرون سقوط كرد ، اما در سالهاي اخير اين مبلغ به طور قابل توجهي افزايش پيداكرده است1ميليون كرون در سال 1981 ، 2ميليون درسال 1986 ، 3 ميليون كرون در سال 1989 ، 4 ميليون كرون در سال 1990 ، 6 ميليون كرون در سال 2000 و از 2001 ده مليون كرون درهررشته به برندگان اهدا مي شود .

نقش تلویزیون و تاثیرات ان درخانواده

نقش تلویزیون و تاثیرات ان درخانواده

….وبا تاثیر گذاری اثر گذار و هدف مند و جهت دار چند سویه این رسانه های همگانی مانند مطبوعات، رادیو، تلویزیون و سینما و امثال آنها خوداگاه وناخوداگاه مواجهیم.ازمیان این رسانه ها معمولا تلوزیون به علت سهل الوصول بودن ودر دست راس بودن بیشتر میتواند اثر گذار باشد  هرچند با وجود توسعه شبکه های اجتمایی تاحدی از کارکرد تلوزیون در بعد اثر گذاری ان کمتر شده اما کماکان تلوزیون جایگاه خود را به عنوان یک ابر رسانه که سایه معنا داری بر روی سایر رسانه ها افکنده؛کماکان حرف اول را در بین تمام رسانه ها میزند۰

از ابزارهای تاثیر گذار تلوزیون میشود به سه بعد دیداری شنیداری و در دسترس بودن را اشاره کرد سایر رسانه ها مانند رادیو تنها شنیداری یا شبکه های اجتمایی تنها حس مجازی بودن وغیر واقعی بودن یا مجلات که تنها بعد نوشتاری …را دارا میباشد تلوزیون با کمک همزمان صدا وتصویر میتواند به مانندآیینه توانمندی عمل کند که تصویری را که مخاطب خودرادر آن میبیند همانی ببیند که هدف برنامه ساز باشد نه لزوما انچه که باید باشد به عبارتی دیگر  میتواند واقعیات را همانگونه که میخواهد ارایه بدهد نه همانگونه که هست.

به همین منظور تلوزیون میتواند با استفاده از تاثیر گذاری وهمچنین برد بسیار زیادش در تک تک مخاطبانش تقریبا به صورت بسیار دقیق مخاطبین هدف راشناسایی کرده وپیامش را (تبلیغات و هدف تهیه کننده یا برنامه ساز) با ظرافت خاص وغیر مستقیم منتقل کند.

از این ظرفیت تلوزیون اگر در جهت بهینه ومثبت استفاده شود میتواند به عنوان یک بازوی کمکی بسیار نیرومند نه موازی باخانواده که همسو باخانواده ها در قسمت برنامه های کودک ونوجوان در اختیار خانوادهها وجامعه باشد.

تلوزیون نقش دانشگاهی بسیار نیرومند را برای هر قشر از جامه(کودک نوجوان جوان مسن پیر )وهمچنین دوستداران ورزش مستندها سریالها اخبار تحلیلها…به کمک انها جهت رفع نیازها ویا پاسخ به نیازهای انها عمل کند.

صفر چیست؟

الف-صفر چیست؟

عدد اصلی مجموعه ی اعداد طبیعی را الف-صفر ( ℵ0  )  می نامند. جالب است که بدانید عدد اصلی مجموعه های اعداد صحیح، حسابی و گویا نیز الف-صفر است، با این حال الف-صفر معادل بی نهایت نیست، عدد اصلی مجموعه ی اعداد حقیقی الف-صفر نیست، به این بی نهایت الف می گویند. الف در واقع 2 به توان الف-صفر است، یعنی مجموعه ی اعداد حقیقی با مجموعه ی توانی ( مجموعه ی تمامی زیر مجموعه های) مجموعه ی اعداد طبیعی، همعدد است. می توان به صورت نادقیق گفت که الف-صفر کوچکترین بی نهایت است.

دانشمند : كوپرنيك

دانشمند : كوپرنيك

نيكولاس كوپرنيك در 19 سال 1473 در شهر تورن واقع در لهستان متولد شد و چون پدرش را از دست داده بود تربيت و پرورش او به دست عمويش انجام گرفت، عمويش كه يكي از كشيشان بزرگ بود او را براي تحصيل به دانشگاه كراكووي فرستاد كوپرنيك در 23 سالگي براي تحصيل در رشته طب به دانشگاه پادو وارد شد و ضمناٌ در دانشگاه بولوني تحصيل نجوم مي كرد طولي نكشيد كه در اثر بروز استعداد خويش يك كرسي تدريس رياضيات را به دست آورد.

كوپرنيك در سن 25 سالگي به شهر رم آمد او در دانشگاه رم استاد اخترشناسي شد و به شاگرادنش علوم آسمان شناسي نقل شده از دورانهاي پيشين را كه اختر شناس يوناني بطلميوس حدود 1370 سال قبل از زمان او بنيان نهاده بود تدريس مي كرد در تصوير يطلميوس از نظام عالم زمين مركز عالم است و سيارات هر يك در دايره اي كه شعاع آن فاصله سياره تا زمين است به گرد زمين مي چرخند. اين نظريه پاكيزه و مرتب بود و مي شد از آن براي محاسبات مداري سياره ها نيز استفاده كرد اما هر چه كه بود نظريه اي غلط بود و بايد 1700 سال مي گذشت و مشاهدات نجومي با دقت كافي امكان پذير و انجام مي شد تا زمينه به زير سؤال رفتن آن فراهم مي گرديد آغازگر انقلاب علمي كه سرانجام علم يونان را از تخت به زير كشيد نيكولاس كوپرنيك بود كه با كار خود انسان انديشگر را در مسير خلاقيت بهتري قرار داد. بر اساس نظريه بطلميوس عالم از شرق به غرب به دور زمين مي گردد ولي كوپرنيك خود از آنچه كه درس مي داد ناراضي بود بسياري از چيزهايي كه او مشاهده كرده بود با اين فرضيه قابل توجيه و بيان نبود و خود فرضيه نيز داراي تضادها و تناقضهايي بود مثلاٌ چرا ستارگاه در مقايسه با ماه سريعتر حركت مي كردند تا در مقايسه با خورشيد؟ به همين جهت تصميم گرفت كرسي استادي خود در دانشگاه را ترك كند تا بتواند عميق تر و اصولي تر به پژوهش در دانش اختر شناسي بپردازد.

او در سال 1501 پس از چند سال تحقيق در ايتاليا به وطن خود بازگشت و در آنجا به عنوان متولي كليساي جامع شهر فرائن بورگ در پروسيا و دبير و مشاور عمويش در منطقه ارم لند به كار پرداخت او به عنوان كشيش كليساي شهر مراسم مذهبي را رهبري مي كرد و به عنوان پزشك به معالجه بيماران مي پرداخت به عنوان مخترع يك سيستم جديد سدبندي و ذخيره آب با يك آسياي آبران اختراع كرد كه بوسيله آن آب آشاميدني از يك رودخانه كه در فاصله 3 كيلومتري قرار داشت به داخل شهر هدايت مي شد و بالاخره به عنوان رياضيدان و حسابدار يك روش پولي سكه اي جديد براي پروسياي غربي و پادشاهي لهستان بنا نهاد. از آنجايي كه نخستين تلسكوپ سالها پس از مرگ او اختراع شد مجبور بود براي پژوهش در زمينه حركات اجرام آسماني تنها به چشمان خود متكي باشد او براي اينكار دستور داد در اتاق مطالعه اش در برج كليسا شكافهايي در سقف ايجاد كنند او مي توانست شبها مشاهده كند كه ستارگان چگونه بر فراز اين شكافها عبور مي كنند وي در سال 1507 دريافت كه اگر به جاي زمين خورشيد مركز عالم فرض شود جداول نجومي موقعيت مكاني سيارات با دقت بس بهتري قابل محاسبه است. ترتيب جديدي كه كوپرنيك براي موقعيت سيارات بر پايه افزايش فاصله آنها تا خورشيد در نظر گرفت – يعني ترتيب:عطارد، زهره، زمين، ماه، مريخ، مشتري و زحل جاي ترتيب قبلي در نظريه زمين مركزي را گرفت بنابر اصل پيشنهادي كوپرنيك چنانچه مدار گردش زمين به دور خورشيد از مدارات مشتري و زحل تنگ تر باشد زمين متناوباٌ‌ از آنها پيش افتاده، سبب مي شود آن دو در آسمان شب در حال چرزخش در جهت معكوس به نظر آيند ديگر اينكه پديده تقديم اعتدالين را اينك مي شد با فرض تكان خوردن زمين(لرزش خفيف شبيه لرزش ژله) حين چرخش به دور محور خود توضيح داد.

اعتدالين به هنگام عبور خورشيد از صفحه مدار بر استواري زمين رخ مي دهند و برابري طول شب و روز در سراسر كره زمين را سبب مي شوند اعتدال بهاري حوالي اول فروردين ماه و اعتدال پاييزي در حوالي آخر شهريور رخ مي دهد مشكل در آن زمان اين بود كه اعتدالين هر سال اندكي زودتر رخ مي دادند و نظريه قديمي بطلميوس قادر به توضيح آن رويداد نبود پيدايش فصول سال نيز اگر زمين در سال يكبار به دور خورشيد مي چرخيد و محور آن با راستاي قرار گرفتن خورشيد زاويه مي ساخت، بهتر قابل توضيح بود كوپرنيك تقريباٌ‌ چهل سال براي تكميل پژوهشهاي اختر شناسي خود وقت صرف كرد با پايان يافتن پژوهشها ثابت كرد كه تصوير جهاني بطلميوس اشتباه است خورشيد و ساير ستارگان فقط در ظاهر به دور زمين مي گردند كوپرنيك ثابت كرد كه در حقيقت اين خورشيد است كه در مركز جهان ما قرار دارد و زمين – مانند معدودي از اجرام آسماني بزرگ ديگر كه او مشاهده كرده بود – به دور خورشيد در گردش است او اين سياره ها را پلانت ناميد كه از واژه اي يوناني به معناي مهاجر گرفته شده است كه شامل سياراتي است كه پيش از اين ذكر شد. كوپرنيك در باره ماه فرضيه بطلميوس را تائيد مي كرد و به اين باور بود كه ماه واقعاٌ‌ به دور زمين مي چرخد در حاليكه زمين به دور خورشيد مي گردد و ماه به عنوان قمر زمين به همراه آن به دور خورشيد مي گردد كوپرنيك تا اواخر مر خود از چاپ كامل نظرات خارق العاده خويش خودداري كرد و تنها در سال 1543 بود كه گفتار در باره چرخش كرات سماوي او انتشار يافت.

افكار آماده در كتاب كوپرنيك بنيادي تر از آن بود كه بتوان آنها را جدي گرفت يك نسخه چاپ شده از آثارش درست قبل از مرگ در بستر بيماري به دست او رسيد چون او در اين آزمايش بيش از 70 سال سن داشت و مفلوج و تقريباٌ‌ نابينا بود بعيد به نظر مي رسيد كه موفق به ديدن اين اين اثر بزرگ چاپي شده باشد اثر ي كه او براي خلق و ايجاد آن تمام عمرش را صرف كرده بود. كوپرنيك در 24 مه سال 1543 هنگامي كه فقط چند روزي از انتشار كتابش مي گذشت وفات يافت. گوپرنيك بدون آنكه بداند چه خدمت ارزنده اي به جهان بشريت كرده دار فاني را وداع گفت. سرانجام پس از گذشت 150 سال از مرگش دانشمندان انديشه هاي او را پذيرفتند. كوپرنيك امروزه بيش از چهار سده پس از مرگش، يكي از بزرگترين ها در قلمرو دانش به شمار مي رود

ابوريحان محمد بن احمد بيروني

ابوريحان محمد بن احمد بيروني

                  

تولد: سوم ذيحجه سال 362 ه .ق در بيرون خوارزم

فوت : جمعه دوم رجب 442 هجري

فقيه ابوالحسن علي گويد : ((‌ آنگاه كه نفس در سينه او به شماره افتاده بود بر بالين وي حاضر آمدم. در آن حال پرسيد : حساب جدات فاسده را كه وقتي مرا گفتي – بازگوي كه چگونه بود؟ گفتم اكنون چه جاي اين سوال است؟ گفت اي مرد كدام يك از اين دو بهتر؟ اين مساله را بدانم و بميرم يا نادانسته و جاهل در گذرم؟ و من آن مساله بازگفتم – فرا گرفت و از نزد وي بازگشتم و هنوز قسمتي از راه را نپيموده بودم كه شيون از خانه او برخاست.))

زندگينامه

ابوريحان محمدبن احمد بيروني در ذيحجه سال 362 هجري قمري در بيرون خوارزم زاده شد. سالهاي اول زندگي را در خوارزم به تحصيل علوم گذرانيد و مدتي در خدمت مامونيان خوارزم بود تا آن كه به مسافرت پرداخت. در ابتداي سفر چند سالي را در جرجان ( در جنوب شرقي درياي مازندران) در خدمت شمس المعالي قابوس وشمگير گذرانيد و كتاب آثار الباقيه را در آنجا به نام قابوس به سال 390 هجري تاليف كرد. اين كتاب از گاه شماري و جشنهاي ملل مختلف سخن مي گويد.

پس از ده سال دوباره به خوارزم بازگشت و در دربار ابوالعباس مامون ابن مامون خوارزمشاه كه مردي دانشمكند بود وارد شد. اب.العباس داماد سلطان محمود غزنوي به خوارزم لشگر كشيد و پس از فتح آن شهر ابوريحان را نيز با خود به غزنين برد (بهار 408 هجري)

ابوريحان از آن پس همراه لشكر كشي هاي سلطان محمود به هندوستان راه يافت و با بسياري از دانشمندان و حكيمان هند معاشر شد و زبان سانسكريت آموخت حاصل اين سفر كتاب تحقيق ماللهند و ترجمه چند كتاب از زبان سانسكريت به زبان عربي است.

پس از سلطان محمود پسرش سلطان مسعود نيز ابوريحان را از پدرش گرامي داشت به طوري كه بارورترين سالهاي زندگي اين دانشمند بزرگ سالهايي است كه در دربار سلطان مسعود بود. ابوريحان در اين مدت قانون مسعودي را به نام سلطان مسعود نوشت.

ابوريحان پس از عمري تحقيق و تاليف ماندني و ارزشمند سرانجام در روز جمعه دوم رجب سال 442 هجري ديده از جهان گشود.

از آثار علمي او

ابوريحان بيروني داراي تاليفات ئ ترجمه هاي بسيار معتبري در فيزيك جغرافياي رياضي رياضيات نجوم معدن شناسي . . . است. اين دانشمند محقق و مصنف و مورخي بسيار دقيق بود و متجاوز از شش قرن زودتر از فرانسيس بيكن انگليسي روش علمي را به كار بست و آن را معرفي كرد. ولي با تاسف كمتر آثار او به لاتين ترجمه شده است و از اين رو تا اين اواخر براي مردم مغرب زمين ناشناخته باقي ماند. بعضي از آثار بيروني عبارتند از :

  • تحقيق ماللهند : موضوع اين كتاب مذهب و عادات و رسوم هندوان و نيز گزارشي از سفر به هند است.
  • قانون مسعودي : كتابي است در نجوم اسلامي شامل يازده بخش. در اين كتاب بخشهايي مربوط به مثلثات كروي و نيز زمين و ابعاد آن و خورشيد و ماه و سيارات موجود است.
  • التفهيم لاوايل صناعت التنجيم : اين كتاب نيز در نجوم و به فارسي نوشته شده است و براي مدت چند قرن متن كتاب درسي براي تعليم رياضيات و نجوم بوده است
  • الجماهر في معرفه الجواهر : بيروني اين كتاب را به نام ابوالفتح مودود بن مسعود تاليف كرد و موضوع كتاب معرفي مواد معدني و مخصوصا جواهرات مختلف است. ابوريحان در اين كتاب فلزات را بررسي كرده: و نوشته است . او نظريات و گفته هاي دانشمنداني مانند ارسطو اسحاق الكندي را درباره حدود سيصد نوع ماده معدني ذكر كرده است .
  • صيدنه اين كتاب درباره مواد شيميايي و خواص و طرز تهيه آن ها نوشته شده است.
  • آثار الباقيه عن القرون الخاليه : ( اثرهاي مانده از قرن هاي گذشته ) ابوريحان در اين كتاب مبدا تاريخ ها و گاه شماري اقوام مختلف را مورد بحث و بررسي قرار داده است. از جمله اين اقوام – ايرانيها – يونانيها – يهوديها – مسيحيها عربهاي زمان جاهليت و عربهاي مسلمان نام برده و درباره اعياد هر يك به تفصيل سخن گفته است. اين كتاب را مي توان نوعي تاريخ اديان دانست.

شادروان علي اكبر دهخدا درباره ابوريحان بيروني و آثار او مي گويد :

(((در هزار سال پيش برد و تسطيح از تسطيحات چهار گانه كره متفطن گشتن – نوع چاه آرتزين كشف كردن – به استخراج ( جيب درجه واحد {سينوس يك درجه }) توفيق يافتن- بالاتر از همه بناي علوم طبيعي بر رياضي نهادن و قرنها پيش از بيكن براي حل معضلات علمي و فني متوسل به استقرا شدن و صدها سال مقدم بر كپرنيك و گاليله در مسمع م مرآي پادشاهي چون محمود در عقيده متحرك بودن زمين اصرار ورزيدن – براي معرفت اجمالي در اين داهي كبير كافي است )))

اخبار مقالات آموزشی