چرا دانشگاه و استاد و دانشجو به فکر حل مسائل کشور نیستند؟

وزارت علوم به استاد حقوق می دهد و به دانشگاه هم هزینه تامین دانشجو.

در سیاستگذاری اش هم قانون ارتقا اساتید را ابلاغ می کند که از محورهایش داشتن چند مقاله آی اس آی است. در این سیستم چه اتفاقی می افتد؟

این اتفاق می افتد که استاد برای اینکه ارتقا پیدا کند دنبال نوشتن مقاله آی اس آی می رود و برای این کار از دانشجوی مفت و مجانی کار می کشد و وادارش می کند به اینکه مقاله بدهد! دانشجو هم برای نمره و دفاع از تز و … مجبور است تن بدهد. حالا اینکه موضوع چه باشد فرقی نمی کند؛ هرچه آی اس آی خورش راحت تر باشد بهتر!

اما روند در دنیا چگونه است؟ استاد حقوق نمی گیرد یا حقوق اندکی دارد؛ برای ارتقا و بقایش در دانشگاه باید پروژه بگیرد و برای انجام پروژه هم باید دانشجو جذب کند که به این خاطر دانشجو از محل پول پروژه فاند می گیرد.

در این ساختار، هم مسئله کشور حل می شود، هم دانشجو روی کارش متمرکز است و هم بودجه بی مورد صرف نمی شود.

این ریشه مشکلات ماست که باعث می شود در دانشگاه کمتر روی مسائل کشور کار شود و دانشجو هم وقت کافی نگذارد و در کنار درس هزار کار دیگر هم برای گذران زندگی بکند.

یکی از رفقا می گفت در هلند اگر استاد در دانشگاه پروژه ملی نگیرد اخراج می شود. در آمریکا هم تعریف می کردند که موضوعات و تزهای ارشد و دکتری کاملا مبتنی بر پروژه هایی است که اساتید گرفته اند که به واسطه اش هم به دانشجو حقوق می دهند.

برای اصلاح آموزش عالی و مسئله محور کردن آن باید این روند را اصلاح کرد. نهاد واسط و برقراری رابطه بین صنعت و دانشگاه و کارهایی از این دست جز خشت زدن نیست!

پاسخ دهید